آویزانم

از خودم

چه بد قواره

چه سنگین

*

کودکی خویش را

پرپر کردم

در اندیشه های بزرگ

*

بغضم میترکد

لای لای مادرم

با بالشی از پر

و پاهایش

که تکانم میداد

بغضم تکرار می شود

هر شب

با .........هیچ

/ 32 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يارخوش

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم

يارخوش

من سالها بی نفس زندگی کرده ام وهرگز جایی نبود مرا...!!! نه در دل تو.............و نه در کنار تو...!!!! من حسرت خورده ام رنج کشیده ام و تو به من خندیدی....... می دانم که هر صبح در من وسر سختی ام می مانی که عجب صبری دارد.............................

ღ♥ღ کهکشان دل ღ♥ღ

سلام باز عالی نوشتی يه پيشنهاد البته از الان معذرت تو که اينقدر عالی مينويسی ۱-نوشته هاتو چاپ کن ۲-يه مسابقه هايکئو نويسی هست شرکت کن من هر دو کار رو دارم ميکنم بدرود

مترسک

سلام دوست خوبم. ممنون که پيشم اومدی. نوشته توام خيلی قشنگ بود.

بچه يزدی

سلام دير اومدم سوغاتيمو دادی به کی من آپم يه سر بزن زيارتت هم قبول

يارخوش

خدا باتوست واوست که دعاي تورا مستجاب خواهد کرد"