يه کمی شعر

بیوه ی خاطرات بود دختر ساده لوح دل             آینه ای که مات بود دختر ساده لوح دل

خانه ی استخوانیش سالن انتظار باد             منتظر صدات بود دختر ساده لوح دل

برسرپیچ خنده ای قند دل آب می شود            قند نگو نبات بود دختر ساده لوح دل

.

.

.

این یه کمیش بود بقیش برای بعد . حالا کلاس دارم باید برم 05.gif

/ 3 نظر / 3 بازدید
باران

سلام ورودتو تبریک میگم و امیدوارم موفق و پر مخاطب باشی خانوم معلم عزیزم

گلناز

ليلا جان چه خوشحالم که دوست جديدی به اين دنيای مجازی اضافه شده٬ مخصوصآ که اين دوست کسی نيست جز خواهر زهرای دوست داشتنی ما.

yeke az ona

hamishe az kasi k intor sade harf mizad khosham miamad shoma yek kam dege az sher ra benevisid bad nist montazeram