ميدانی؟

*میدانی

سالها گذشت

اما هنوز

نفهمیده ام

که

من آمده ام

یا رفته ام .......

* میدانی

سرم گیج میرود

آهسته تر

چرخم دهید

لطفاً

*میدانی

باران

خیسم نمیکند

کویری

تا ............

خشک شوم

*میدانی

هنوز

کودکیم

تکرار میشود

- بدو

وهیچ وقت

به هیچ چیز

نرس -

اِسْتُپ

بازی تمام

............

*میدانی

هرروز

پرسیده می شوم

قبل از مرگ

با فرشته‌ی

ناجی

زندگیم

* **** میدانم

خوشبختی

در آغوشم

لانه کرده بود

آنقدر فشارش دادم

که مُرد

پانوشت:

کبوتری که توی درخت خونمون متولد شده بود پرید02.gif

 

/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شعله

سلام آخرش اون کبوتر و نوشتی منم هنوز نميدونم که آمده ام يا رفته ام

يارخوش

دل نوشته هات زيبا بود اما چرخيدنت تنها شامل حال خودت نيست همه اين روزها می چرخند و به هيچ جا نميرسند

يارخوش

يادت باشه تو هستی حداقل برای يک نفر که ميدانه هستی ؛بمان و از زندگيت لذت ببر

يارخوش

منم ۲ کبوتر در خانه مان لونه کردند وبا بچه هاشون رفتند و کمی انطر ف گربه ای يکی راخورد اگه اين ميديدی چه ميگفتی؟

سيد

روزا گذشت سالها گذشت من هنوز عاشقتم به یادتم نمیدونم خبر داری منتظرم یا مردم و فقط تو خاطراتتم روزا گذشت سالها گذشت من هنوز عاشقتم به یادتم نمیدونم خبر داری منتظرم یا مردم و فقط تو خاطراتتم روز و شبم به این خیال طی شد که زخمام خوب میشن شوق من اون و میاره صبح غمام غروب میشن یه عمر طولانی و من به این سوال میگذرونم چی شد گذشتی از من و رفتی چرا نمیدونم؟ زخمام که سربازه هنوز عمری نمونده تا سحر خسته و پیر و خم شدم از تو نیومد یه خبر چشمام به در خشکیده و رفت نا ندارم بیشتر از این با رفتنت فنا شدم بیا خودت این و ببین

شعله

سلام بار اين همه پرنده خوشکل تو وبت و اين پست جديدت دلم پرواز توی آسمون بيکرانی رو کشيد که دل تنگمو باز کنه

يارخوش

کاش منم دلم تير می کشيد تا بفهمم هست ولی از موقعه ای که رفت دلم را هم برد بازم خوش به حالت دلت را حس می کنی .

بيمار لائوتسه

میدانی سالها گذشت اما هنوز نفهمیده ام که من آمده ام یا رفته ام ....... از آن حرف ها بود که دوستش داشتم!