دل من چرا خوب تنگ نمیشوی امروز؟

 مثل سنگ هم که سنگ نمیشوی امروز

این اتاقِ مهتابْ  سوخته ٬مال خودت

مثل آشیانه قشنگ نمیشوی امروز؟

یک ستاره آسمانِ شب را خورد

شبِ تیره٬ چرا رنگ نمیشوی امروز؟

دود سیگار همسایه مارا کشت// مست

 میشوی ولی منگ نمیشوی امروز

همه قصد کرده اند اندیشه را بچرند

پس چرا تو خر لنگ نمیشوی امروز؟

دل من خوب تر ز هر روزت //سنگ

 میشوی ولی تنگ نمیشوی امروز

/ 21 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ღ♥ღ فاطیما ღ♥ღ

سلام به ارامش عزيز منو ببخش اگه کوتاهی کردم و نظرتون رو نديدم! تشکر از حضور دوبارت بسيار خوشحال شدم و همچنين شرمنده.... بايد بگم سفيدی و زيبايی ويبلگتون واقعا آرامش بخشه همينطور مطالب فعلا که اين پست آخری رو خودنم ولی بقيرو هم ميخونم

ღ♥ღ فاطیما ღ♥ღ

خوشحال ميشم نظرتون رو درباره مطالب وبلاگم بدونم در پناه حق و عشق و آزادی

ارمين

وقتی پات به یه سنگ گیر کرد و خوردی زمین، بلند شو، خودت رو بتکون و به راهت ادامه بده. زمان کوتاهه و راهت زیاد. پس به خاطر یه سنگ از زندگی عقب نمون

بيمار لائوتسه

ديگر مهربان نيستی...ترسناک شده ای دوباره... مهربان باش آرامش کمی مهربان

رضا آموزگار

همه قصد کرده اند اندیشه را بچرند اين قسمتش جالب بود ... با ادامه مبحث علم بروزم ...

آرينوئس

دلت هم تنوع می خواهد.کمی رحم کن!!!!!!!!!

خانوم فا

تو فکرش هستم اما سخت!حرفای دلم قلنبه شدن!منتظر يه انفجارن!شاید

ليلون

سلام؛حيف که ظرفيتشو نداری وگرنه بهت ميگفتم يکی از راههای رهايی از دل تنگ چيه؟ بقول استادبايد با يه چيز ی که خيلی هم تشابه نداره عوضش کنی