برگ خزان دیده

رقص

خش خش خش

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
yarekhosh

بگذار تا شیطنت عـــشق، چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید.... هرچند آنجا جز رنج و پریـــشانی نباشد، اما کوری را به خاطر آرامــــش تحمل نکن...!!

yarekhosh

بگذار تا شیطنت عـــشق، چشمان تو را به عریانی خویش بگشاید.... هرچند آنجا جز رنج و پریـــشانی نباشد، اما کوری را به خاطر آرامــــش تحمل نکن...!!

yarekhosh

به پايان فكر نكن .. انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند .. بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز

yarekhosh

شب است و گيتی غرق در سياهی شب بلند است و سياهی پايدار ، ولی باور به نور و روشنايی است

مسعود طاهری

سلام عزیزم ... برای اولين با حضورم در وبلاگ زيبای شما يه ترانه می نویسم . ببخشید خوب و بدشو البته حتمی شنیدین آهنگه زيبای اين ترانه با صدای دوست خوبم بابک جهانبخش . يادم مياد روزايی که دنبالت ميومدم برای ديدنت دلو به آب و آتيش ميزدم وقتی که گفتی با منی ساده ی حرف تو شدم جريمه ی عشق تو که تنها موندم با خودم يادم مياد می گفتی دل به کسی نميدی می گفتی بعد يک عمر به آرزوت رسيدی چی شد که از منو دل یک دفعه دل بریدی تنها گذاشتی رفتی منو با نا امیدی

ليلون

برگ خودش از درخت خسته ميشه؛ پاييز بهانه است

ليلون

سلام؛ کی آزاد شدی؛ ديوار رو خراب کردن يا تو از رو ديوار پريدی(با ۱۳۰ کیلو!) شايد هم بخاطر روز جهانی ديوار چين ؛ ديوارتو بردن افغانستان نمايش بدن