گریه‌ی غروب

avator.gif

سلام و باز خاطرات خلوت دلم مرور میشود

و آشیانه‌ی کبوتران غم پر از حضور میشود

تمام وسعت نبودن تورا دلم سکوت میکند

شب است و چشم اشکهای من دوباره کور میشود

خیال میکنم تورا ودستهای تشنه‌ی کویریم

برای داستان سبز عشق تو پل عبور میشود

در انتهای جمعه ها غروب گریه میکند

چه اشکها که میچکدازآسمان و آب شور میشود

تمام من برای لحظه‌ی رسیدنت قیام میکند

و چشمهای من به شوق دیدنت پر از غرور میشود

شبی که مهربان ترین نگاه را نثار اشک میکنی

شکوه دوستی چراغ راه پر خم ظهور میشود 

/ 28 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
yarekhosh

سلام خيلی وقت برام غزل نگفتی واسه مشکلام يک راه حل نگفتی خيلی وقت ننوشتی توی نامه دوس دارم عاشقی تو ؛بدی ادامه

yarekhosh

خانوم معلم سعی کن يک کلاس املا هم بذاريد ثواب داره

yarekhosh

زير سايه امن ترين سايه بان هستی باش وبدان دلواپس دلواپسي هايتم

مدادرنگی

سلام . ممنون که بهم سرزديد. ادامه داستان رو تا آخر هفته ميذارم . دوست داشتی بيا .

نمی دونم

تمام وسعت نبودن تورا دلم سکوت میکند چه قشنگه

لحظه ای با امام زمان (عج)

در جواب اين شعر زيبا نمی دانم چه بگويم: خنده ی تلخ من از يار نبود/شوری از عهد پديدار نبود اشکو از دوری ديدار نبود/ ز علی گفتم و يک گوش خريدار نبود .... روز و شب داد زدم هربه و فرياد زدم به خدا جا زدم؛نا اميد باز زدم اما کس بيدار نبود ؛در طلب يار نبود کسی آگاه نبود / غلام آن ماه نبود . . . .ببخشيد بی نظم شد

پرستو

وببببببببب خوبی داری موفق باشی منتظرم

yarekhosh

من می خوام از آسمون بچينمت هر طرف نگاه کنم ببينمت من می خوام دلت رو ديوونه کنم من ميخوام خاطرت جمع کنم

پـیـنـکـــــــــی

سهم آسیابان له کردن گندم های معصوم بی صدا ... سهم ساحل سیلی خیس از چشمان شور دریا ... سهم قایق تنها حرکت ... سهم ابر چرخیدن و تقسیم مساوی باران برای عاشق ها ... همه ی سهم و سود ها مال شما ... خاک سهمش گردباد ... اشک بر چشم عابرها ... گردباد سهمش بر باد دادن گلی بود وقتی که گل عاشق بود ؛ ... سهم من را تو بگیر شاید ... تا دوباره ...

ليلون

لعنت به هر چی عاشق و معشوقه؛ اصلا لعنت به هرچی مرغ عشق؛لعنت به هرچی ليلی و مجنونه