لبریزم ازگفتن

مدادم شکسته

کاتب بیاورید

/ 10 نظر / 2 بازدید
مجيد

منظور از لعنتيها تو نوشته‌ي قبلی شما ، ما هستيم ؟

شعله

سلام گروه امداد رسید. اگه تو هم مثه من ماهی بشی هرگز غرق نمیشی از لیلون واسه همکاری با نیروی امداد مچکرم

ره آوا

دستت خسته شده يا مدادت شکسنه؟!!!!

yarekhosh

در همین نزدیکی نوری هست.... در همین نزدیکی نگاهی است.... در همین نزدیکی دستی هست... و ....... خدا ....... در همین نزدیکی است. پس منتظر ياريش باش

yarekhosh

باید کاری کنم نفهمند باز عاشقم من بی او بی نگاهش مردم مراسم تدفینم است اما چرا کسی نیامد روح من خیلی تنهاست

yarekhosh

باز خورشید سفر کرد و شب از راه رسید[ خداحافظ] چاره ای نیست به جز تکیه به فردا کردن

هميار

سلام به ... عزيز ( مجنون ليلی ) نوشته های با احساسی داری ، و مطالبي جالب . برايت آرزوي موفقيت بيشتر مي كنم .

yarekhosh

روز اول خيلي اتفاقي ديدمت... روز دوم الکي الکي چشمهام به چشمت افتاد... هفته بعد دزدکي بهت نگاه کردم... ماه بعد شانسي به دلم نشستي و حالا سالهاست يواشکي دوست دارم منتظرم

yarekhosh

تقدیم به اخرین یادگار دلم یه روزی... یه جایی... یه جوری. یه کسی... یه چیزی... صبر داشته باش صبر داشته باش

ليلون

سلام؛ هی مثل اين بچه سوسولها خودتو لوس نکن! پاشو مداد تراش بيار! يا از اين اتد؛متدا بخر! واله دوره ما که بچه ها اينقدر لوس نبودن؛ تا مدادشون بشکه بگن يک نفر ديگه بياد براشون بنويسه